ساخت وبلاگ تلویزیون سامسونگ تعمیرگاه گیربکس اتوماتیک دیجی بروز کاور موبایل تاچ ال سی دی بازی اندروید فروشگاه آذر دیجی نمونه سوال امتحانی لوازم جانبی سامسونگ لوازم جانبی اپل لوازم جانبی هواوی خرید اینترنتی
مجله اطلاعات روز

مجله اطلاعات روز

- ژورنال دو کن 02: آقای ترنر (مایک لی) و مصاحبه با پیر دلادونچامپ -

- ژورنال دو کن 02: آقای ترنر (مایک لی) و مصاحبه با پیر دلادونچامپ -

عکس روز



© اعتبار عکس: Raphaël Clairefond


جو وونگ کار وای در بازار فیلم ، واقع در زیرزمین کاخ جشنواره ها.


نقل قول روز


"کاملاً پروجی صبح نیست که آرزو داشتم"


یک شرکت کننده در جشنواره ، از جلسه 8:30 صبح Captives توسط Atom Egoyan ، که به موضوع پدوفیلیا و آدم ربایی می پردازد ، بیرون می آید.

فیلم روز


Mr. Turner توسط مایک لی



© Simon Mein / Thin Man Films


ما همیشه از دیدن حرکات بی پروا در کن لذت می بریم. آخرین مورد به مایک لی و آقای ترنر او تعلق می گیرد که به مدت 160 دقیقه ، درست در وسط شیک سیلیکون کرویزت ، یک پسر "ضد" را دنبال می کند.

و این شخص اتفاقاً یکی از بزرگترین نوابغ تاریخ است: ویلیام ترنر ، با بازی تیموتی اسپال. یا همان تجسم آنچه بازی فیزیکی نامیده می شود: یک راه رفتن عجیب ، ناجور و بی رحمانه ، لبخندی که چیزی بیش از حقه بازی و غرغر همراه آن است. یک عملکرد چشمگیر در یک فیلم طولانی و ناهموار که او را بزرگ ، منحنی و حیوان بر پشت خود حمل می کند.


در طول این سکانس های متعدد با لحن ویکتوریایی که یک زندگی نامه بسیار غیرمعمول را تشکیل می دهد ، لی نگاه هنرمندانه به زندگی را موشکافی می کند. نه هنر ، نه نقاشی ، بلکه عمدتا زندگی او ، از هر طرف: پدر پیرش که به تاریخ انقضا نزدیک می شود ، ضربه زن و دو دختری که به سختی تصور می کند ، نوکر او مثل بی رحم (نوعی شارلوت گینسبورگ که توسط یک بیماری اپیدرمی دافعه زشت شده است) ، عشق در یک شهر بندری ، سرنوشت کار او پس از مرگش ...

از آنجا که فراتر از مصورترین فصل ها (ملاقات با هنرمندان رقیب ، انحراف پلاستیکی لی ، که سعی می کند از طبیعت مانند یک نقاش فیلمبرداری کند و مانند یک فیلمساز از نقاشی فیلمبرداری کند) ، آقای ترنر مردی را به ما ارائه می دهد که به تجارت دستی ، که رویای بازدید از آبشارهای نیاگارا را دارد و توهین به نبوغ گذشته را نمی پذیرد. به طور خلاصه ، در آخر زندگی ای که اتفاقات زیادی در آن رخ نمی دهد. و این درس فیلم است: با بزرگان نبوغ ، زندگی آنها کمتر از نوع نگاه آنها به اطرافشان هیجان انگیز است. و اگر مجبورید یک فیلم دورهمی برای آن بسازید ، شاید به این دلیل است که شما مجبورید مدتها به عقب برگردید تا زمانی را پیدا کنید که نوابغ نیازی به صدا زدن مثل اشرار مجعول نداشته باشند. درسی برای فیلمسازان همکارش؟ فرناندو گانزو.

مصاحبه روز


پیر دلادونچامپ (سزار بهترین بازیگر آینده دار 2014)



کتاب ناشناخته دریاچه توسط آلن گیرودی © Les Films du Losange


یک سال پس از موفقیت بزرگ آل انیرو (L'Inconnu du Lac) توسط آلن گیرودی (احتمالاً بهترین فیلم سال گذشته) و سزار برای بهترین امید ، پیر دلادونشم به دعوت تیری فروما پاسخ داد. اگر او سبیل می پوشد و در تراس در سایه می ماند ، دلیل آن این است که پیر از فیلمبرداری یک فیلم دوره ای استراحت کرده است. و او تابستان امسال در نقش یک قهرمان شکننده خشن با فیلیپ کلودل ادامه خواهد داد. ملاقات با مردی که اکنون تقاضای زیادی دارد. مصاحبه با رافائل کلیرفوند.

شرم آورترین تعارف کسی که به شما برای L'Inconnu du Lac داده است چیست؟ نه ، هوش زیادی در واکنش مردم وجود داشت. از طرف دیگر ، بیشتر کسانی که از آن خوششان نیامده است بحث بسیار بدی داشتند: "در این فیلم فقط پورنو وجود دارد". ما نباید همین پورنو را می دیدیم. خوب ، رابطه جنسی وجود دارد ، اما فقط دو صحنه است که در ساعت 1:30 یک آلت تناسلی مرد را می بینیم. هر چیز دیگری پیشنهاد می شود ، و این اصلاً خشونت آمیز نیست ...

شما در آن زمان در مورد بحث و جدال پیرامون پس گرفتن پوسترهای فیلم در Saint-Cloud و Versailles واکنشی نشان ندادید ... هو لا لا ، منظور من چیزی نبود زیرا در آن لحظات بهتر است نزدیک برای جلوگیری از کوهنوردی تعجب کردم ... چه بگویم ... ناراحت کننده است. این تبلیغات بسیار خوبی برای فیلم ایجاد کرد ، بنابراین این افراد اگر به آن فکر می کردند بهتر بود فکر می کردند در مورد آن صحبت نکنند. هیچ چیزی برای ایجاد یک بحث و جدال درباره یک پوستر که نقاشی ای است که در آن بسیاری از مردم متوجه بوسه زدن دو مرد نشده اند وجود ندارد. مخصوصاً اگر آنها اهمیتی ندهند که کودکان چهار ساله زنان نیمه برهنه را در تبلیغات می بینند ...



"اکثر کسانی که از آن خوشتان نیامد بحث بسیار بدی داشتند:" فقط پورنو در این فیلم وجود دارد "

برای کدام کارگردان موافقت می کنید که دوباره برهنه بازی کند؟ نمی دانم ، نمی خواهم دوباره این کار را انجام دهم ، یا حداقل بلافاصله نه. شما باید به تصویری که ارسال می کنید توجه کنید و اگر من شروع به ساخت یک ، دو ، سه فیلم برهنه کنیم ، با خود خواهیم گفت که او برای داشتن نقش باید برهنه شود ... هیچ نقشی مشابه به من پیشنهاد ندادند و این خوب است زیرا من آنها را قبول نمی کردم.

از گدار جدید چه انتظاری باید داشت؟ من قسمت بسیار کوچکی از باند را دیدم

+ نوشته شده در جمعه 16 آبان 1399ساعت 18:45 توسط فرهاد ایرانی | | تعداد بازدید : 3

- ژورنال کن 03: Relatos Salvajes (Damián Szifron) -

- ژورنال کن 03: Relatos Salvajes (Damián Szifron) -

عکس روز



© اعتبار عکس: Raphaël Clairefond


تنها مردی در کن که نمی میرد جمعیت را با خود برد.


نقل قول روز


"من تازه دوست دخترم را تغییر دادم ، توانایی پرداخت بدون هزینه رفتن را ندارم ..."

یک فیلمساز بعد از چهار ویسکی ، اواخر شب در حال رقابت است

انتقادی روز


Relatos Salvajes ، توسط Damiàn Szifron (در رقابت)



هنگامی که این انتخاب اعلام شد ، عده ای تعجب کردند که چگونه جوجا ، فیلم تاریخی لیساندرو آلونسو با ویگو مورتنسن ، می تواند توسط مردی که برای ما ناشناخته است ، جایگزین "فیلم-آرژانتین-در-رقابت" شود ، اما که ظاهراً شهرت خود را مدیون یک مجموعه تلویزیونی موفق (Los Simuladores) است. به خصوص که ما در مورد کمدی با اسکیت های سوخت با طنز سیاه صحبت می کنیم ، یک سری فیلم کوتاه به اندازه یک استیک بزرگ بزرگ آرژانتینی خونین. بسیار خوب ، ما نمی توانستیم تصور کنیم که ژیل ژاکوب و تیری فروماکس در مقابل اتاق نشیمن خود جلوی چنین فیلمی پیچ بزنند. "Les Nouveaux Sauvages" (عنوان فرانسوی) می تواند به عنوان یک مینی سریال در سبک آینه سیاه تولید شود ، مدل دیگری از تاریکی - بریتانیایی ، او - که اخیراً از فرانسه 4 پخش شده است. قالب کوتاه 20 دقیقه ای فضای خوبی است آزادی در تلویزیون اما موفقیت در ساختن یک فیلم بلند که ماندگاری آن آسان نیست. با این حال Relatos Salvajes نه "نابرابر" است و نه "تکراری". ما با هواپیماربایی شروع می کنیم تا با ازدواج آخرالزمانی از طریق پلاستیک زدن یک پوند بدون از دست دادن چیزی در جنون یا سرگرمی به پایان برسیم. ما بیشتر در مورد قسمت های مختلف نمی گوییم تا شما را خراب نکنیم ، بیایید فقط خاطر نشان کنیم که هیچ اجسادی و روش های قتل کمبود ندارند ، اما Szifron تخیل کافی دارد تا از اثرات شگفتی و تغییرات آن بگذرد. پیرامون موضوع آن: به طور تقریبی ، چه اتفاقی می افتد که شهروندان صادق ، که تمدن بیشتری دارند ، وحشی می شوند ، دیگر نمی توانند در برابر سکوت تحمل شرم و بی عدالتی کنند؟ پاسخ ساده است: خشونت ، انتقام (در آخر خیلی "رتیل" نیست ، زیرا گاهی اوقات ناکام یا بسیار متناسب نیست). به طور خلاصه ، بازگشت به جنگ قدیمی خوب همه علیه همه. نخ مشترک آب را در خود نگه می دارد اما هرگز تصور یک گزاره باریک همراه با طیف وسیعی از شرایط را ایجاد نمی کند. و پایان قسمت آخر ، به ویژه از ابتدا تا انتها انفجاری و خوش طعم ، می آید که کمی مرهم به ما بدهد در حالی که به ما یادآوری می کند عشق وجود دارد. رافائل کلیرفوند.



مصاحبه روز


باب شنا





باب سوایم بیشتر به دلیل کارگردانی La Balance ، سزار بهترین فیلم در سال 1982 شناخته شده است. او که در کن حضور داشت ، در آنجا "سه پروژه سینمایی به او پیشنهاد شده بود" ، وی در پایان سالها به سالهای جوان سینمای پاریس نگاه می کند 60

شما عضو هیئت داوران جایزه François Chalais هستید. دقیقاً چیست؟ ایده این است که به فیلمی پاداش دهید که دارای طنین انداز اجتماعی و سیاسی شدیدی باشد. یک فیلم هوشمند ، که از مسائل معاصر صحبت می کند ، اما همچنین می داند که چگونه محبوب و قابل دسترسی باشد. هر دو امکان پذیر است. در فرانسه ، ما فکر می کنیم که از یک طرف به اصطلاح فیلم های تجاری و از طرف دیگر فیلم های معتبر وجود دارد. این یک روش بد برای دسته بندی است: فقط فیلم های خوب و بد وجود دارد. سینمای آمریکا برای سالها ثابت کرده است ، این نقطه قوت این بود که ما می توانیم فیلم های اصلی را با هوشمندی بسیار ، با یک نگاه واقعی بسازیم.

شما 50 سال در فرانسه زندگی کرده اید اما در ایالات متحده به دنیا آمده اید. تحت چه شرایطی به پاریس رسیدید؟ در اواسط دهه 1960 ، برای دکترای خودم در قوم شناسی ، که به سرعت آن را رها کردم. اما این برای من در خدمت حرفه ای من به عنوان یک فیلمساز ، در روش ، عشق به این زمینه بود. به عنوان مثال برای تهیه La Libra ، من یک سال را با پلیس گشت زدم.

چگونه سینما به سراغ شما آمد؟ در ابتدای کار در پاریس ، من در یک اتاق خدمتکار زندگی می کردم ، هوا بسیار سرد بود و برای گرم شدن به سینماتک رفتم. عصر طلایی بود ، ما به دنبال باز شدن در توسط لانگلوس بودیم ، گاهی اوقات برای بازگشت باید مجادله می کردیم! و سپس ما بین گدار و تروفو نشسته بودیم. اینگونه بود که اشکال سینما را گرفتم. سپس من در مدرسه لوئیس لومیر ثبت نام کردم زیرا خیلی از Idhec (جد لا فمیس) خوشم نمی آمد ، آنها خیلی روشنفکرانه بازی می کردند. من همچنین کمی در ORTF کار کردم ، آنجا فیلم دزدیدم و آخر هفته ها برای فیلمبرداری فیلم کوتاه با دوستانمان از آن استفاده کردیم.

بنابراین شما در ماه مه 68 در پاریس بودید ... من در موانع بودم! در اینجا می توانم به شما بگویم که Idhec و Louis Lumière دست به دست هم داده بودند. من ناامید شده ام زیرا امروز هیچ فیلمی وجود ندارد که نشان دهد واقعه واقعاً چه بوده است. من دو پسر خود را به دیدن "خواب بینان" ساخته برتولوچی بردم ، آنها به من گفتند: "اما آیا آن ماه 68 بود ؟؟ " هیچ کاری برای انجام دادن نداشت ...

در سال 1982 C دریافت می کنید

+ نوشته شده در جمعه 16 آبان 1399ساعت 18:44 توسط فرهاد ایرانی | | تعداد بازدید : 6

- THEO HAKOLA: مصاحبه موسیقی و سینما -

- THEO HAKOLA: مصاحبه موسیقی و سینما -

"با آلتمن ، ما در مورد ادبیات و ماهیگیری مگس بحث کردیم"

رهبر سابق گروه های فرقه Orchester Rouge و Passion Fodder و نویسنده جدید (آخرین رمان او ، Idaho Babylone در سپتامبر توسط Actes Sud منتشر شد) ، Théo Hakola امسال به عنوان حامی جایزه Eurocks ONE + ONE در جشنواره Entrevues به بلفورت بازگشت ، پس از حضور در یوروكین در سال 1996. اعترافات كوچك به مهمانی طرفدار پر و پا قرص رابرت آلتمن كه مخفیانه آرزوی اختراع مجموعه تلویزیونی را دارد كه فرانسه از آن بی بهره است.

آیا موسیقی بد در سینما می تواند یک فیلم را خراب کند؟

بله ، به عنوان مثال یک نمایش وجود دارد به نام طلاق که من در حال تماشای آن هستم و از موسیقی بسیار اذیتم. بعضی اوقات ترانه های شرم آور می آورند که گوش و مغزم را آزار می دهد. اغلب در سریال های با کیفیت است که مجبور می شویم آهنگ های مربوط به زمان مورد نظر را ارسال کنیم. برای من سرگرم کننده نیست که در یک فیلم به موسیقی بد و شیرین گوش بدهم ، حتی اگر منطقی باشد ، کمی خسته کننده است. اما ترجیح می دهم از فیلم هایی که موسیقی را دوست دارم ، به عنوان مثال فیلم های رابرت آلتمن ، نام ببرم. از آنجا که او تازه فوت کرده است ، به عنوان مثال فکر می کنم کاری که با لئونارد کوهن در فیلم جان مک کیب انجام داد. چیزی که من دوست دارم این است که او آهنگ های کوهن را در صحنه های بسیار بزرگ پایین می اندازد و بسیار استادانه است.




مثالهای دیگری در ذهن دارید؟

همچنین می توانم نقاشی های مایلز دیویس از اسپانیا را در تیتراژ Stiletto Heels ، آلمودووار نقل کنم - این کاملاً خوشحال کننده است که دوباره به صندلی خود در سینما برگردم. یا تیتراژ Spike Lee's Do The Right، با آهنگ "Fight the Power" ، تنها آهنگ عمومی دشمن دشمن که من واقعاً دوستش دارم.

آیا اغلب به شما پیشنهاد شده است که در موسیقی متن کار کنید؟

اغلب به اندازه کافی نیست. من این کار را در اوایل دهه 80 در Peau de Vache توسط پاتریشیا مازوی انجام دادم و فکر کردم این اتفاق منظمتر رخ خواهد داد ، اما وقتی این کار را دوست دارم ، این اتفاق نمی افتد. علاوه بر این ، این راهی برای تأمین معاش است که اگر بسیاری از سوابق را نمی فروشید ، که مورد من است ...

آیا با بازیگران یا کارگردانان خاصی برخورد چشمگیری داشته اید؟

به عنوان یک طرفدار ، از اینکه مدتی را با آلتمن گذراندم ، به طور اتفاقی در یک مهمانی کوچک بسیار خوشحال شدم. ما در مورد ادبیات و ماهیگیری با مگس بحث کردیم. او در حال آماده سازی میانبرهای کوتاه بود بنابراین ما در مورد ریموند کارور صحبت کردیم. قبل از آن ، من در حالی که چند روز در فیلمی که در پاریس فیلمبرداری کرده بود حضور داشتم ، با او ملاقات کرده بودم. این فرصتی بود تا بت من را در محل کار ببینم ، حتی اگر در نهایت این تنها فیلم بد آلتمن باشد: فراتر از درمان.

از فیلم های او اینقدر دوست دارید؟

به عنوان مثال استفاده از صدا و ویرایش در نشویل. او می تواند در همان صحنه سه دیالوگ را که با موسیقی و جلوه های صوتی همپوشانی دارند ترکیب کند. همیشه بسیار ریتمیک و بسیار خوب است ، هرگز برنامه ریزی نکنید.

شما هرگز در مورد رفتن به تحقق فکر نکرده اید؟

بله ، من واقعاً آن را می خواهم ، من در واقع دو فیلم نامه نوشتم ، اما فقط دو بازو و مغز دارم ... من همچنین یک پروژه سریالی دارم که بر اساس آن در حرکت به جلو مشکل دارم. از آنجا که من مطمئن هستم که فرانسه کشور بزرگی از سینما است ، اما در سریال های تلویزیونی ، فرانسه بیش از حد آزار دهنده است. ادعای من ایجاد این مجموعه از ده قسمت است. وقت آن رسیده است که یک سریال فرانسوی واقعاً قابل صادرات داشته باشیم که بتواند در مقابل سریال های انگلیسی و آمریکایی که بسیار محبوب هستند ، بایستد. این در دنیای تئاتر عمومی با یک وندرکید سابق آمریکایی تا حدودی پیچیده اتفاق می افتد که برای اجرای یک نمایش وارد می شود. کمی طرف کمدی وجود خواهد داشت اما بیشتر مورد توجه دختران است. جایی بین آلتمن ، آلمودووار و فیلم های کمدی پیر سالوادوری.

+ نوشته شده در دوشنبه 12 آبان 1399ساعت 18:42 توسط فرهاد ایرانی | | تعداد بازدید : 4

- بررسی: جزیره DIAMOND -

- بررسی: جزیره DIAMOND -

یک جزیره پر از ساختمانهای آینده نگر را تجسم کنید. شهری اختصاص یافته به نخبگان کامبوج که در بنیان های آنها کارگران زیادی در میان تیرها ساکن هستند. بورا برای زندگی در این سکونتگاه های بتونی و آماده ساختن آینده ، شهر زادگاه خود را ترک می کند. جزیره الماس از مسخ او می گوید.



بورا به همان اندازه خشک شدن بامبو از ترک کشور ، نیشگون گرفتن در چکمه های ساختمانی خود. سراسر او دنیایی است که در حال طلوع است. در کشوری که نسلی پس از جنایات رژیم خمر سرخ مجبور به فداکاری شد ، به تدریج سبکی در حفره های یک حوضه شهری متولد شده توسط فناوری در حال ظهور است. پیشرفت بمباران جوانان است که داشتن آیفون 6 برای آنها راهی مناسب برای بدرقه جوجه است. بورا بین دو طرف یک جهان تقسیم شده توسط پول حرکت خواهد کرد: از یک طرف ، جوانان طبقه کارگر ، بیورهای شلوغ و گرسنه که در بلوک های نسیم جزیره الماس برده می گیرند. از طرف دیگر ، جوانان 2.0 با زمان خود سازگار شده و به سمت آینده ای که در راه است متحول می شوند. پل ارتباطی این افراد؟ تولد یک آرزوی مدرن ، یعنی تصرف آنچه زندگی تا مدتها مصادره کرده است.

این برادر بزرگ بورا ، سولئی است که با پیاده شدن بر روی موتور خود با کلوچه میکی رورک در فیلم Rusty James ، او را به آرزوی حرفه ای دورتر از تاقچه های شهر سوق می دهد. مفهوم جذابیت در کل فیلم پخش می شود ، حتی همان چیزی است که آن را آبیاری می کند و به آن حیات می بخشد. بورا با خواستن جای دیگر ، پول ، زنان و حتی آشتی خانوادگی ، به آهن ربایی تبدیل می شود که وزن همه زرق و برقهایش را تحمل می کند. این میل دقیقاً توسط سولئی ایجاد می شود. او که خانواده خود را رها کرده و بورا به طور تصادفی در یک نمایشگاه سرگرم کننده در میان ابرهای لامپ قرار گرفته است ، موتوری خواهد بود که پسر جوان را وادار می کند تا زندگی خود را کم کم تغییر دهد.

در یک فضای پنبه ای چراغ های نئون را مانند اجسام ارگانیک خرد می کند ، و یک فریزبی که در شب پرتاب می شود را به یک بیگانه تبدیل می کند ، این فیلم زیبایی را ایجاد می کند که هم بهار شکن های هارمونی کورین ، بلکه همچنین Hou Hsiao-hsien از Millennium Mambo را به یاد می آورد. گاهی اوقات چراغ های شب را به سمت اشباع سوق می دهیم ، جزیره الماس حتی به خود اجازه می دهد در طی برخی از صحنه های زیبا و بصری زیبا "پرواز کند": آغاز بارش برف با پوسته های فسفر یا شناور کوتاه در کنار یک چتر دریایی هولوگرافی سلولهای کوچک فیلم جذاب هستند. این تصویر مانند شخصیت هایش با آنها معاشقه می کند. این فضای پلاستیکی نئو روکوکو بسیار صیقلی در ریتم فیلم نقش دارد ، که به شما اجازه می دهد صحنه ها در حالی که غروب های طولانی زمستان در یک شطرنجی جمع می شود ، جا بیفتد. در یک تعویض ثابت بین روز و شب ، جایی که مواد زنده و واضح است ، قبل از سقوط دوباره در مه که سیگارهای روشن مانند کرم شب تاب می درخشند ، بورا جذابیت های واهی یک زندگی را که قبلاً غیرقابل دسترسی بود کشف می کند.

سلام شما باحال هستید

در این هیپنوتیزم دیداری ، بورا نیز انعطاف پذیر به نظر می رسد ، خصوصاً از آنجا که او توسط یک برادر بزرگ با نیت هایی مشکوک ، همیشه با فاصله دستکاری می شود و در عین حال موفق می شود تا آنجا که ممکن است با برادرش برای تبدیل. این آغاز و پایان پیوند برادرانه ای است که می توانست بین آنها وجود داشته باشد ، مانند این تبادل کلمات شیرین که در آن برادران رویای آمریکا را می بینند و به میله باشگاهی خاموش شده اند که در حین مکالمه آنها سکوت کرده است.

در اینجا اغوا شده توسط یک روح برادرانه ، بورا است که به تدریج دوستان خود را رها می کند و اولین عشق او به ذوب شدن در قالب باعث می شود او گوسفند باشد. "شما خیلی باحال شدی" ، این مشاهدات ساده که یکی از همکاران سابق کار وی برای بورا خطاب کرد آشکار است: ما نسبت به میل به ظاهر بودن کمتر قضاوت می کنیم. پسر جوان در فضایی انسانی جابجا شده است كه نه قلب دارد و نه علاقه و اشتیاق. او به سبک اسموتی های آووکادو می خورد اما بیش از هر چیز به دلیل تقصیر خانواده خود کنار می رود. این خود فیلم است که او آن را رها خواهد کرد ، و ما را با افرادی روبرو خواهد کرد که به زندگی متوسط ​​خود وفادار مانده اند ، و یک سعادت ساده اما صادقانه دارند. این همه جوان آزار دیده به کجا می رسد؟ در مورد جزیره ای که وی در آن بزرگ شده است ، فقط زمان مشخص خواهد شد.

+ نوشته شده در دوشنبه 12 آبان 1399ساعت 18:41 توسط فرهاد ایرانی | | تعداد بازدید : 4

- دفتر یادداشت Cinémaboule: Kurosawa ، Kusturica و Baer -

- دفتر یادداشت Cinémaboule: Kurosawa ، Kusturica و Baer -

هر ماه ، نوئل گودین ، ​​شیرینی پز معروف تروریست ، به ماجراهای فیلیبستر و علاقه مندان به فیلم نگاه می کند. در برنامه این ماه ، کوروساوا ، نیکولائو و مشکل آزار دهنده Baer.

اول دسامبر جشنواره بین المللی فیلم بروکسل که من از آن می آیم خلا a را پر می کند. در واقع ، تاکنون ، به سختی ... 24 جشنواره فیلم دیگر در پادشاهی برگزار شده بود. واقعه این رویداد: آخرین کیوشی کوروساوا ، راز اتاق تاریکی ، جذابیت کمتری نسبت به دستاوردهای قبلی خود از زمان اتصال کیمیاگری بین ژاپن ، طاهر رحیم و اولیویه گورمت به هیچ وجه انجام نشده است. تعجب خوب: ونیز در زیر برف (فرانسه) ، بازدید مجدد خورنده بلوار توسط الیوت کوگریگارو جوان.

2 دسامبر جشنواره Peliculatina در بروکسل که در آن شرکت می کنم خلا a را پر می کند. در واقع ، تاکنون ، به سختی ... 25 جشنواره فیلم دیگر در پادشاهی برگزار شده بود. با مشرف شدن از راه دور ، از نسخه John For 2016 پرتغالی Joao Nicolau که خلاصه داستان این مقاله به معنای واقعی کلمه مرا دیوانه می کند: "در لیسبون ، ریتا و سارا ، پانزده سال (تعجب!) ، تعطیلات تابستانی خود را بین قهوه های یخ زده (yum ، yum) به اشتراک بگذارید !) و بعد از ظهرهای شرم آور (وای!). دیدار با فیلیپ باعث زیبایی ریتا (زیگ بوم!) می شود. محله آن مانند یک جزیره در قلب اقیانوس آرام (Ooooooh!) شگفت انگیز می شود (Ooooooh!) ".

6 دسامبر فاکتور آواز من (امروز ، "او سه کودک بود") The Anti-cyclopédie du cinéma توسط دو امانوئل ، پریل و وینسنوت ، (وومبات) را برای من به ارمغان می آورد تا جوانان را به عنوان جوان آموزش دهد "لینکلن: در این فیلم توسط استیون اسپیلبرگ که در سال 2012 اکران شد ، بیننده برای یک لحظه خسته نمی شود. 2:30 حوصله اش سر رفته است. "

9 دسامبر هنوز هم باورم نمی شود. من موفق شدم برای فیلم Kusturica مقداری خرج کنم. وی شانزدهمین جشنواره سینمای مدیترانه بلژیک را افتتاح کرد ، این در جاده شیری است ، یک سرود لعنتی ابداعی برای عشق دیوانه وار و شورش غنایی علیه نظامی گری که می توانست آدو کیرو را به وجد بیاورد.

18 دسامبر Edouard Baer با رانندگی در منطقه من ، شبانه در Ciné Galerie به تماشای من می آید (از 11 ژانویه در پاریس). من عاشق. تقریباً تمام فیلم های فرانسوی چند ماه اخیر موهای من را برجسته کرده است. زیرا در اینجا ، ادوارد نه تنها قوانین جریان اصلی کمدی فرانکی است که شیطانی را منفجر می کند ، بلکه اصول کاملاً سفت و سخت فانتزی یک نویسنده مرسوم ، مد روز با ادعاهای فکری و اجتماعی است. مانند گیتری یا توتو ، تقریباً به طور غریزی ، ادوارد کار کوتاهی از این کدهای کمیک می کند تا ما را در سیستم سرگرمی غافلگیر کننده خود غرق کند.

24 دسامبر در سبد کریسمس من روی چرخ برای نیمه شب بت پرستانه من: Now Future (Glénat) ، سه کمیک توهم انگیز و پیچنده از آنالیز کردن "سخت SF" که توسط Benoît Delépine و صحنه پردازی گرافیکی توسط کهکشانی های بزرگ Stan ساخته شده است. & Vince؛ جلد 1 و 2 از مجموعه های مجلل افسانه ای Midi-Minuit افسانه ای از دهه 60 و 70 (نسخه قرمز عمیق) با حمایت مالی باربارا استیل. یک VHS قدیمی از یک شاهکار کمی مشهور: La Danse Macabre توسط آنتونیو مارگریتی ، همراه با VCR عتیقه برای پخش آن. دی وی دی مستند هیجان انگیز فرانسوا دیویس ، Comme des lions (Les Mutins de Pangée) ، بازگو کننده جنگ طولانی مدت بوی بد عرق Psa Aulnay در سال 2013 علیه تعطیلی کارخانه آنها. و یک جنگلدار باشکوه دیگر ، دانیل گاسیگلیا-لستر ، پاریس پراورت که در آن شهر نور به عنوان قهرمان اصلی نوشته ها ، کلاژها و سناریوهای چریک شاعر دیده می شود.

+ نوشته شده در دوشنبه 12 آبان 1399ساعت 18:41 توسط فرهاد ایرانی | | تعداد بازدید : 3

- BLACK MOVIE FESTIVAL: BABY BUMP ، مسابقات UFO لهستان -

- BLACK MOVIE FESTIVAL: BABY BUMP ، مسابقات UFO لهستان -

که امسال در جشنواره عالی فیلم سیاه در ژنو (20 تا 29 ژانویه 2017) برنامه ریزی شده است ، اینجا Baby Bump ، یک بشقاب پرنده خیره کننده لهستانی است. یا بلوغ به عنوان یک فیلم ترسناک و آهسته ، از فرزندان نامشروع دیوید کروننبرگ و گرگ آراکی. زنده باد گوشت جدید!


میکی هاوس یک نوجوان پیش از نوجوانی است: تنها ، اجتماعی ، مادرش آشفته ، فروشنده ادرار در یک مدرسه قبل از آخرالزمان. لذت های ساده او ، مانند چسباندن گوش هایش به انگشتانش با Super Glue ، دیگر احساسات یکسانی را برای او ایجاد نمی کنند. موش متحرک به زندگی روزمره او حمله می کند. گوشهای خرش در حال رشد است. تخیلات و واقعیت در صفحات ناخوشایند تقسیم شده وجود دارد. بدن او در حال تغییر است ، و بسیار کثیف است. در منظره متروک یک سینمای ناخوشایند که زیر بار اشارات نامطبوع هضم می شود ، Baby Bump یک معجزه کوچک از تکینگی است. ناهنجاری ای که با داشتن تالابهای نه چندان فرسوده (2013) ، در نزدیکی بدن او به عنوان مخزنی از رشد بدخیم دافعه ، باعث ایجاد یک پسرعموی حداکثر می شود. یا در این لذت سادیستی کارگردان که کاملاً از امکانات وی برخوردار است ، یک مگس اسیر شرور با ایجاد یک ناراحتی قدرتمند و یک تجربه حسی واقعا هیجان انگیز. هنوز خیلی زود است که بدانیم این مکتب زیبایی شناسی پوستی کشنده دانش آموزان دیگری نیز خواهد داشت ، سرانجام هر چقدر جسارت آنها اطمینان خاطر داشته باشد. از زمان اکران پشت صحنه فیلم هزارپای انسان و یک فیلم صربستانی در اواخر دهه ما ، شوک گرافیکی سینمایی توسط اولین بچه های باهوش گرفته شده است. تخلف بصری و همچنین پیشنهاد قیمت بیش از حد یا تحریک دوربین در فیلم های یافت شده به یک قاعده تبدیل شده است. تعداد کمی از فیلم ها از حساسیت زدایی بیهوشی از زمانی که The Walking Dead به یکی از پربیننده ترین سریال های دنیا تبدیل شد ، برجسته هستند. اولین فیلم بلند کوبا چژاج ، اعجوبه جوان سینمای لهستان در میان کشف مجدد پتانسیل عصیان خود ، موفق می شود عاشقان سینما را که از ذره بین خود دور می شوند ، بیدار کند. و این تنها لیاقت او نیست.



دارکو خنده دار

کوبا چژاج از فیلم های کوتاه خود را به عنوان یک فضیلت زبردست متمایز کرده است که قادر است سبک ها را از یک اثر به کار دیگر برای اهداف روایت خود تغییر دهد. او در ارتباط با زمین بازی ممتاز خود احساسی از دراماتورژی ظریفانه آسیب زا را نشان می دهد: کودکی ، شکنندگی هایش را با همدلی که او را از هرگونه دستکاری ناخواسته دور می کند ، کشف می کند. قهرمانان از قربانیان رحم هر آنچه به آنها وارد می شود ، خود را در خیزهایی ر dreamیایی و آزادکننده رها می کنند. میکی کودک با دست انداز به لطف یک وسیله زیبایی ناپایدار وارد سن ناشکری می شود ، در حالی که پارگی ویرایش قایقرانی از یک لایه واقعیت به لایه دیگر با سرعت آشفته و مهارت دیوانه ، برای اینکه از دست نرود نخ رشته فیلمبرداری نفسانی مارابوت ، مملو از مایعات و زخم های خام. این طبیعت غلتکی لمسی حسی ، که در طراحی صدا با دقت جراحی افزایش یافته است ، نه تنها رها کردن روانشناختی قهرمان آن (Kacper Olszewki باورنکردنی) ، بلکه بیش از هر چیز یک هرج و مرج هنری هیجان انگیز است ، یک نگاه اجمالی تحریک آمیز به آنچه می تواند بعد از سال 2010 یک سینمای ژانر باشد ، جایی که استکبار کامپایلرهای مخزن با دید یک نویسنده واقعی جایگزین شود. این کارگردان همچنین یک تکنسین فصلی ، یک مرد بزرگ و دیگر گروگان جریان تصاویر قابل توجه او ، عزیمت اخلاقی او به آنسوی مرحله انگشت وسط خزنده ، به محض اینکه علامت گذاری شود ، به محض اینکه کنار گذاشته شود ، خواهد بود. از آنجا که این جهان برای لحظه ای فقط یک مدینه فاضله است ، آثار کوبا چژاج فقط در جشنواره ها قابل مشاهده است. آنها را از دست ندهید.

+ نوشته شده در دوشنبه 12 آبان 1399ساعت 18:40 توسط فرهاد ایرانی | | تعداد بازدید : 4

ونیز 77 - 50 (یا dos ballenas se encuentran en la playa): مرور اولین خورخه کوچی

ونیز 77 - 50 (یا dos ballenas se encuentran en la playa): مرور اولین خورخه کوچی

اولین فیلم بلند خورخه کوچی مکزیکی داستان ترسناک است که بر اساس یک واقعیت واقعی ساخته شده است ، از یک داستان عاشقانه بین دو جوان که با یک بازی فریبنده دست و پنجه نرم می کنند که می تواند هزینه زندگی آنها را به همراه داشته باشد.


توسط Jacopo Fioretti -10 سپتامبر 2020 ساعت 18:00


بین سال های 2016 و 2017 خبر وجود پدیده معروف به نهنگ آبی در روسیه ، یک بازی فریبنده در میان نوجوانان که بیش از 50 نفر بود ، شروع به برگشتن از ما کرد ، فقط با زمزمه قبل از گزارش بحث برانگیز Le Iene. چالش های فزاینده شدید تا رسیدن به زندگی خود.


کارگردان مکزیکی خورخه کوچی ، که تاکنون فقط در زمینه تبلیغات فعالیت می کرد ، با اولین فیلم بلند 50 (یا dos ballenas se encuentran en la playa) در مسابقه در سی و پنجمین هفته بین المللی منتقدان در ونیز دوباره به گفتگو در مورد آن پرداخت.


یک داستان عاشقانه بین دو جوان ، برگرفته از یک خبر واقعی از سال 2018 ، ناامید و سیاه و سفید. این نام ، هم از بازی و هم از فیلم ، ناشی از پدیده بتونه های رشته ای است که در ساحل گیر کرده اند ، مرگ خود را پیدا می کنند. انعکاس پیش گوئی از تنها چشم انداز باقی مانده برای هر کسی که شرکت کند.


50 (یا dos ballenas se encuentran en la playa): یک هفته

50 (یا dos ballenas se encuentran en la playa) ، cinematographe.it


فلیکس (خوزه آنتونیو تولدانو) ، پسر 17 ساله ای ، با مادرش تنها زندگی می کند ، سیگار زیادی می کشد و تنها علاقه اش مراقبت از گیاهان گوشتخوار است که در اتاقش نگهداری می کند. او دارای جمجمه و ابروهای تراشیده ، نگاهی کسل کننده است ، همیشه دستکش می پوشد و دو وصله بر روی شقیقه های خود دارد ، که نشان از موفقیت او در آزمایش های متعدد ، بیشتر آنها در حال حاضر ، از یک بازی به نام نهنگ آبی است ، بازی ای که در پایان شما باید آن را بیرون بیاورید. زندگی مگر اینکه بخواهید خانواده شما توسط قاتلان روسی از بین بروند ، دورنمایی که فلیکس کورکورانه معتقد است.


پسر هر روز عصر یک عکس یا فیلم به عنوان اثبات دستیابی به چالش ها به شماره تلفن Administrator فرار ، شخصی که از راه دور بازی را مدیریت می کند و آزمایش های جدید را برای غلبه بر آنها تعیین می کند ، ارسال می کند. از طرف دیگر ، مرد سیاه پوست وجود ندارد ، بلکه دختری به نام الیسا (کارلا کرونادو) است که از هولاهوپ کردن ، پنهان کردن الکل در کمد لباس و صرف غذا بعد از تمیز کردن دقیق غذا لذت می برد با دست او همچنین دستکش می پوشد.


روشی عجیب برای شناختن یکدیگر ، حتی بیشتر عاشق شدن ، با این وجود این اتفاق نیز می افتد. این دو با دست گرفتن در یک تونل تاریک و ناراحت کننده ، متحد شده با وعده مرگ با هم ، به جای ادامه زندگی تنها ، شروع به تکمیل چالش های باقی مانده با هم می کنند.


او و او

فلیکس و الیسا ، cinematographe.it


در فیلم کوچی فقط فلیکس و الیسا وجود دارد. هر دو نفر و کمی بیشتر. شخصیت های دیگر خارج از قاب هستند و یا از پشت گرفته شده اند (تا لحظه مناسب). آنها وارد داستان نمی شوند و نمی توانند با او و او درگیر شوند و درگیر تنهایی وجودی شوند که مربوط به آنهاست و بس. و او و او کارگردان هرگز چشم آنها را از دست نمی دهد. او آنها را جاسوسی می کند و تقریباً با وسواس آنها را دنبال می کند. آنها همیشه روی صفحه هستند. با هم ، یک به یک و اغلب به طور همزمان ، با ضربه ای که نصف می شود. یکی از لحظات نادر که می توانید در آن چیزی که می بینید فیلتر کنید ، بهمراه آنچه در آن دیده می شود و به یک قبرستان رویایی به رنگ سیاه و سفید اختصاص دارد.


بله ، زیرا قدرت 50 (یا dos ballenas se encuentran en la playa) در بیشتر موارد به این دلیل است که می توان فداکاری تقریباً کلی را به یک واقع گرایی بصری غوطه وری با حضور مجموعه ای کامل از گزینه های فراروی که باعث می شود ، ترکیب کرد. همچنین یک فیلم کاملا سیاسی و بسیار همسو.


هبوط دو قهرمان شخصیت به جهنم ، هر دو استثنایی ، همه در اتاق نشان داده می شود (اغلب با دست) ، بدون اینکه هرگز نگاهی به دور بیندازد ، تا از بیننده چیزی کم نگذارد و تقریباً بلافاصله تصور کند که در کنار آنها است. در حالی که به او می گفت هیولا ، علت دردی که گریبان پسران را گرفته ، نباید در آنچه می بیند جستجو شود. همه اینها به طور حتم احساس كلاستروفوبیا و ناراحتی را تداعی می كنند ، و بیشتر مورد توجه قرار می گیرند و انتخاب می شوند تا زمان واقعی یك گفتگو ، یك جلسه یا یك برنامه معمول شب را به حداقل برسانند و به طور مناسب با استفاده از موسیقی متن ، هرگز مرحله ، تا زمانی که تقریباً نامحسوس شود ، فقط هنگامی که عمل منفجر می شود دوباره ظاهر می شود.


استفاده ماهرانه از محیط فیلمبرداری که به 50 (یا dos ballenas se encuentran en la playa) اجازه می دهد تا آهنگ ها ، تن ها و ژانرها را با توجه به اهدافش خم کند ، و باعث می شود بیننده را شگفت زده کند بدون اینکه هرگز از متن خارج شود. خط بسیار خوبی که باعث ایجاد تفاوت در دنیا می شود. بنابراین فیلم می تواند از درام فریبانه نوجوانان به یک وحشت ناراحت کننده تبدیل شود ، در حالی که در پایان همیشه یک داستان عاشقانه تعریف می کند.

+ نوشته شده در شنبه 26 مهر 1399ساعت 16:33 توسط فرهاد ایرانی | | تعداد بازدید : 9

لیست بهترین کتابهای من در سفر

قبل از ترک او یک کتاب به من دست داد:

- "وقتی هوشیاری بیدار می شود" ... این گنگ چیست؟

- شما خسته کننده Ryan هستید! کمی احترام! این کتابی است که سالها پیش به من پیشنهاد شده بود.
او چشمانم را باز کرد ، به من فرصت داد تا چیزهای دیگری را بفهمم ، او مرا به چالش کشید.
این کتاب زندگی من را تغییر داد!

-اکیایی و چه چیزی در مورد آن فکر می کند؟ آیا او اطمینان دارد یا آیا شما دو جلسه را به شما ارائه داده است؟

-رایان ، من سعی می کنم در آنجا جدی باشم.
شما چند روز دیگر می روید و فکر می کنم این کتاب خواندن خوبی برای سفر شما خواهد بود.

-خیلی خوب ، من نگاه می کنم.

در سال 2007 بود ، دوستی این كتاب "وقتی وجدان از خواب بیدار می شود" را به من پیشنهاد كرد ، آنتونی دو ملو. من فکر می کنم او بیش از دو سال در کتابخانه من گذراند ، از نظر من ، خود را غبار آلود می کند.
و سپس یک روز ، من آن را با خودم ، در هواپیما ، در طول سفر. آن روز ، من هرگز این کتاب را رها نمی کنم.
گذشته از کشتن زمان هنگام مسافرت ، برخی از کتاب ها به شما امکان می دهند از همه چیز دور شوید و به عنوان مقدمات سفر خدمت کنید. گاهی اوقات یک کتاب به شما امکان می دهد سفری کاملاً متفاوت را تجربه کنید.

امروز ، بعد از 10 فیلم برتر من در این سفر ، می خواستم کتابهایی را که به خصوص الهام بخش من بوده اند ، با شما به اشتراک بگذارم ، گاهی اوقات حتی تغییر می کردم.

من همیشه به روانشناسی علاقه مند شده ام ، به همین دلیل در این انتخاب هم رمان و هم کتابهایی با تمرکز بر پیشرفت شخصی پیدا خواهید کرد.

وقتی هوشیاری بیدار می شود
توسط آنتونی دی ملو
وقتی هوشیاری بیدار می شود این کتابی است که من در ابتدای مقاله در مورد آن صحبت می کنم و اگر هنگام مسافرت کتابی برای خواندن وجود دارد ، این یکی است.
کمی از صفحه اول ناراحت کننده ، من به سرعت سعی کردم تعصبات خود را رها کنم تا بفهمم نویسنده در این کتاب چه می خواهد بگوید ...
او به ما نشان می دهد و برای ما توضیح می دهد که علل رنج ما ناشی از توهمات ما است ، از این فیلترها که مانع از دیدن واقعیت می شوند. یا بهتر بگوییم ، که به ما امکان می دهد واقعیت را نبینیم زیرا همه تنبل و خودخواه هستیم و کمی آسایش اعتقادات خود را ترجیح می دهیم.

با تشکر از سخنان وی ، امروز توانسته ام برخی از حجابهای توهمات خود را برداشته و واقعیت های اطرافم را با ظاهری خام تر ، بلکه عادلانه تر درک می کنم ، زیرا لزوماً خوشبختی یا عشق نیست. آنها در آگاهی هستند که ما از واقعیت داریم.

اگر مدتی از شما دور می شوید ، این کتاب باید در کیف شما باشد.
کتاب را در آمازون ببینید.

در جاده
توسط جک کرواک
بازگشت به جاده پس از بازگشت به کشور پس از ویران شدن جنگ دوم ، سال بهشت ​​، راوی ، با بازگشت به ایالات متحده ، ماندگاری را دشوار می کند. او با دین موریارتی ، پسر جوان دیوانه ای ، کمی فرخنده ، اغوا کننده و هوسناک ملاقات می کند ، که باعث می شود او لذت طعم جاده ها را بچشد و او را به عبور از آمریکا ، از شرق به غرب ، از شمال به جنوب ، به مکزیک.

سفرهای گسسته ، نه همیشه منسجم ، مسافرت و مسافرت مجدد ، با اهداف دیگری غیر از دوستی ، رانندگی ، آبجو و دختران ... تلاش برای ذهنیت ، که موانع یک جهان را در بازسازی کامل عقب می اندازد ، و سرودن سرود به ساده ترین زندگی ، فراتر از همه ملاحظات حساس فقر یا جنون.
کتاب را در آمازون ببینید.

ساحل
توسط الکس گارلند
ساحل کوله پشتی های جوان سه گانه در جستجوی یک ساحل بتونی واقع در مجمع الجزایر ساحل تایلند مستقر شدند. در آنجا ، یک جامعه عصر جدید در یک سازمان اجتماعی سختگیر مستقر شد. ماهیگیری ، باغبانی ، DIY و تفکر. هر کس جای خود را دارد ، هیچ خیال پردازی و یک استراحت کامل با دنیای خارج ندارد. اما با اولین ورود به دنیای واقعی ، ترک های جامعه ، حسادت و عصبانیت تا زمان انفجار خونین سیستم افزایش می یابد.

من شخصاً می فهمم که کتاب و فیلمی که از آن اقتباس شده است هیچ ارتباطی با آن ندارد.
این کتاب ما را به تاریکی روح انسان فرو می برد و سؤال الگوی جامعه ی کامل را مطرح می کند.
این فیلم نسبتاً "سبک" است و به طور مبهم با مناظر زیبا روبرو می شود.
محور گرگ
توسط سیلوین تسون
محور wolfSylvain Tesson مسیری را که اسلاوومیر راویچ در "A Marche Forced" گفته است ، تکرار می کند.
او می خواهد ثابت کند که این امکان وجود دارد اگرچه وسایل موجود در اختیار وی نسبت به افراد فراری از گالاگ برتر است. ایمان و تلاشهای او تحسین برانگیز است.

کتابی بسیار جالب که در آن سرما ، گرسنگی و احساس تنهایی شدید که فرد هنگام راه رفتن برای این مدت طولانی (هشت ماه) احساس می کند مخلوط شده است.
کتاب را در آمازون ببینید.

جهانگردی
توسط لودوویچ هابل
این سفرنامه جهان به طور طبیعی غیر طبیعی از طبیعت ، این سفرنامه مربوط به جهانگردی است که طی پنج سال در سراسر جهان گسترش یافته است ، از پیدایش تا زمان تکمیل آن در طی مقدمات و توسعه آن. شکل آن عمدتاً زمانی است که ما راوی را در مسیر او دنبال می کنیم و او را در تصمیماتی که می گیریم در این راه همراهی می کنیم مانند گذراندن سه سال بیشتر از آنچه انتظار می رود در جاده ، عبور یا عدم عبور از یک کشور یا منطقه و غیره. .

کتاب Ludovic Hubler بیش از یک سفرنامه ساده ، یک سرود برای زندگی است. در حقیقت ، لودوویچ هابل در طول كتاب خود نه تنها جلسات خود را با خوانندگانش به اشتراک می گذارد و نه زیبایی از مناظر مورد بازدید.
کتاب را در آمازون ببینید

سفر به انتهای تنهایی (درون وحشی)
توسط Jon Krakauer
کتاب سفر به درون داستان wildThis یک سرود به تعالی طبیعت است ، ادای احترام زیبایی به عملکرد شجاعانه Mc Candless. الکساندر سوپرترامپ شاید نوعی از آخرین Mohicans در یک دوره گذشته بود ، امضاء آهنگ قو را از قبل از گذشته امضا کرد.

با مک کاندیل ، بخشی از آرمانگرایی ماست که به طرز غیرقابل توصیف نابود می شود ، مانند عمل دیوانه ، بیهوده و طعنه آمیز یک شورش نهایی.
شهادت ضروری از راه دیگری که گاهی نزدیک به واقعیت است.
کتاب را در آمازون ببینید

مردی که می خواست خوشحال شود
توسط لوران گونل
مردی که می خواست خوشحال باشد تصور کنید ...
شما در بالی در مرخصی هستید و کمی قبل از بازگشت ، با یک شفا دهنده قدیمی مشورت می کنید. بدون هیچ دلیل خاصی ، فقط به دلیل شهرت بالای وی باعث شده است که شما بخواهید او را ملاقات کنید ، فقط در صورت ... تشخیص او رسمی است: شما از سلامتی خوبی برخوردار هستید ، اما شما ... خوشحال نیستید. حامل عقل بی نهایت ، به نظر می رسد این پیرمرد شما را بهتر از خود می شناسد. نور خاصی که تجربه شما را به همراه دارد ، شما را به فریبنده ترین ماجراجویی سوق می دهد که عبارت است از: کشف خود. تجربیاتی که او در آن شما را هدایت می کند زندگی شما را به سمت وارونه تبدیل می کند و کلیدهایی برای وجودی به شما می دهد که تا رویاهایتان زنده می ماند.

برای خلاصه کردن در یک جمله: افکار شما واقعیت شما را ایجاد می کنند. به نظر من این کتاب یک رمان "نمایشی" یا راهی برای نشان دادن قدرت اعتقادات ما بر زندگی ما و مسیری است که روز به روز طی می کنیم. آنچه باعث می شود ما این مسیر را طی کنیم و نه راه دیگری ، چه چیزی باعث می شود برخی از "رویاهای" خود را رها کنیم ، چه چیزی باعث می شود زندگی آنها را متوقف کنیم ، برای تحقق آنها ، و غیره ... در طول این سفر "آغازین" در اینجا جمع آوری شده است و خلاصه ای از تجربیات "علمی" شگفت انگیز است که تأمل را ترغیب می کنند.

روشی که ما به خودمان نگاه می کنیم ، تصویری که از خودمان داریم وضعیت موقعیت ما در جامعه را شرط می گذارد. شما فکر می کنید بی علاقه ، خجالتی ، متناقض ، زشت ، احمق و غیره هستید ... خواهید بود.
کتاب را در آمازون ببینید

کتاب سفر برای توصیه؟
من می توانستم با این لیست ادامه دهم و در مورد مارکو پولو ، کتاب "سفر موتور سیکلت" چی ، "هفت سال در تبت" و دیگران صحبت کنم ... اما من ترجیح می دهم که شما آن را کامل کنید!
اگر پیشنهادی دارید ، کتابی که شما را تغییر داده است ، کتابی که مطلقاً آن را بخوانید ، آن را در توضیحات با توضیحی کوچک به اشتراک بگذارید و من آن را اینجا اضافه می کنم!

شما به جدی ترین موارد جدی بوده اید:
کیمیاگر پائولو کوئلیو
با جستجوی گنج شخصی او ، ماجراهای یک چوپان جوان اندلس را دنبال کنید. از طریق حماسه و برخوردهای او ، وحی غیر منتظره ای پر از معنویت را تجربه می کند ...
سر در حرکت
کمی دیوانه کننده این یان که در جاده های زیبای فرانسه با کرونش برای هر همراهی می رود؟ شرط بندی به خودش که ما را در ماجراجویی خود با کلمات صحیح و تصاویر زیادی در سر و قلب ما جابجا می کند ... نه یک کلمه بیش از حد در داستان عادلانه و قدرتمند! ما در کفش های او هستیم ، در چادر او ، در باران و خورشید ، با هم می خندیم ، ما نیز گریه می کنیم ... گاهی با شادی ، در این ورود به جایی که دوست داشتیم باشد!

طولانی ترین راه (انگلیسی)
این مسافر با پای پیاده از پکن به زادگاه خود در آلمان سفر کرد.


استفاده از جهان توسط نیکولاس بویلر
دو دوست ، یک نویسنده و یک نقاش که در دهه 1950 از ژنو به سمت درب هند از طریق ایران به افغانستان رفت ... در یک ماشین قدیمی. دنیایی که دیگر وجود ندارد اما شما را به خواب می اندازد و مورچه ها را به پاهای کسی که تازه برگشته است می دهد.

سرمایه گذاری در یک خفا!
نکته منفی کتاب ها این است که فضای خیلی زیادی را اشغال می کنند و سنگین هستند! به همین دلیل است که اکنون تقریباً یک سال است که از خواننده الکترونیکی Kindle Amazon استفاده می کنم و برای من ارزش خواندن آشکار است.
چرا روی رایانه لوحی یا خواننده بخوانید؟

تا همیشه کل کتابخانه خود را با خود داشته باشید
برای جلوگیری از درهم و برهمی
برای صرفه جویی در فضا در خانه.
چون عملی است
زیرا خواندن لذت بخش تر است.
زیرا در حال حاضر تعداد بیشتری کتاب وجود دارد که فقط در نسخه دیجیتال منتشر می شوند و این پدیده برجسته تر می شود
زیرا اکولوژیکی است.
زیرا مقرون به صرفه است
زیرا حتی در آن طرف جهان ، می توانید هر کتابی را در Kindle خود بارگیری کنید!
می توانید یک Kindle Voyage را اینجا (یا هر کتابخوان الکترونیکی دیگر) دریافت کنید.

+ نوشته شده در جمعه 16 اسفند 1398ساعت 12:47 توسط فرهاد ایرانی | | تعداد بازدید : 11

چگونه با عزیزانی که انتخاب های شما را درک نمی کنند ، برخورد کنید

امروز می خواهم درباره شما درباره مشکلی که همه مسافران مسافر با آن روبرو هستند صحبت کنم: عزیزانی که گزینه های سبک زندگی ما را درک نمی کنند.


وقتی چند هفته و بعد چند ماه مسافرت را شروع کردم ، جلب خشم اقوام ، خانواده و دوستانم شدم. برخی به طرز عجیبی به من نگاه می کردند ، برخی دیگر من را بیهوش می نامیدند ، دوست دختر من در آن زمان غمگین بود (من در اینجا درباره آن صحبت می کنم) ...

دشوار است که گزینه های زندگی خود را کاملاً مورد اعتراض افرادی قرار دهید که بیشتر به شما احتیاج دارند.

برای جلوگیری از ترک من ، برخی از ترس و گناه بازی نکردند و برخی دیگر به سادگی نفهمیدند که چرا یا چگونه می خواستم سفر کنم.


بنابراین چگونه می توانید خود را از این همه احساسات منفی دور نگه دارید؟

چگونه می توانیم با خانواده و دوستان برخورد کنیم وقتی آنها گزینه های زندگی ما را درک نمی کنند؟


منشأ و غیرمنطقی بودن ترس را توضیح دهید

چند بار این نوع جمله را شنیده ام:


"نه اما شما نمی خواهید همه را به تنهایی ترک کنید ؟!" جهان خطرناک است که می دانید! "


به طور کلی ، این والدین هستند که می ترسند (برای من ، این عمدتا مادر من بود).

به جای غرق شدن با رسوایی ، به شما توصیه می کنم که مشکل را برطرف کنید. پس از همه ، خود را در جای آنها قرار دهید. هر وقت امروز تلویزیون را روشن می کنیم ، صحبت از حمله در بورکینا فاسو ، زلزله مرگبار در آسیا یا قتل عام در آمریکا است ...


رسانه ها واقعاً بدترین دشمنان مسافران هستند. از پکن گرفته تا بانکوک ، از برلین تا لس آنجلس ، این تصور وجود دارد که همه شهرهای جهان فوق العاده خطرناک هستند!

برای اینکه کسانی که به شما نزدیک هستند که از ترس شما اجازه می دهند فکر کنید ، به آمار فکر کنید و خاطرنشان کنید که تنها ترس آنها در اینجا ناشناخته است.


بله ، هیچ چیزی امنیت بهینه را هنگام استفاده از مترو در پاریس یا هنگام عبور از خیابان در طبقه پایین از خانه خود ندارید ... به عزیزانتان اطلاع دهید که هیچ مکانی در جهان وجود ندارد که 100٪ امنیت داشته باشد ، زیرا هیچ مکانی در جهان وجود ندارد که صددرصد خطرناک باشد.


یکی دیگر از عواملی که می تواند کار شما را دشوارتر کند این است که اگر به تنهایی سفر می کنید. همه افراد کسی را شنیده اند ، کسی را شنیده است ، کسی که شنیده است یک بار کسی خبر را شنیده است که یک توریستی که به تنهایی سفر می کند مورد حمله قرار گرفته ، بیمار شده است یا سرقت شده است مقالاتش بدون اینکه کسی به او کمک کند

بنابراین بله ، درست است که می تواند اتفاق بیفتد ، اما به عزیزانتان یادآوری کنید که شما می توانید در خانه وان نیز در خانه غرق شوید بدون اینکه کسی روزها متوجه آن شود ، یا اینکه خیلی خوب می توانید سرقت کنید. لپ تاپ شما در حالی که به تنهایی در شهر قدم می زند. برجسته کنید که سفر به تنهایی دقیقاً برابر با زندگی تنها است.


جایی که سخت می شود وقتی مسافر انفرادی یک زن است.


"نه ، اما می فهمی؟" زنی که به تنهایی سفر می کند فقط می تواند انواع تجاوزگر ، سارق و اراذل و اوباش را به خود جلب کند! و اگر مورد حمله قرار گرفتید ، هیچ دفاعی نخواهید داشت! "


خوب ، همانطور که می توانید تصور کنید ، این عبارتی نیست که من هنگام سفر به تنهایی بیشتر شنیدم! با این حال ، اینگونه است که مسافران حق دارند انواع افکار ناخوشایند را به دست آورند. خانمها ، من به شما توصیه می کنم به عزیزانتان یادآوری کنید که با تنها زندگی در حال حاضر ، به همان اندازه که در سفر به جهان مورد حمله قرار می گیرید ، مورد حمله قرار می گیرید. پس برو و سپس من کتاب زن را که تنها وقتی زن هستی به تنهایی سفر می کنم توصیه می کنم


برای اطلاعات بیشتر درباره زنانی که به تنهایی سفر می کنند و چه کسی می تواند در گذر از این اسطوره به شما کمک کند ، مراجعه کنید:

سفر به تنهایی در سراسر جهان: مزایای نامعقول دختران! توسط Nowmadnow

از سفر به تنهایی توسط آدلین نترسید

گناهکار

"شما در حال ترک هستید زیرا دیگر نمی توانید شرایط را تحمل کنید" ،

"من مطمئن هستم که می روید ، زیرا نمی توانید شغلی پیدا کنید ،"

"این کار را با من نکنید ، شما در حال دویدن هستید! »…


این احتمالاً ناخوشایندترین طرف چیز است. هنوز ترس از درک من ... اما باعث می شود مسافران احساس گناه کنند ...

نه ، اما به طور جدی ، انگار که می خواهید از چیزی فرار کنید تا بخواهید دنیا را سفر کنید ... چه تصویری باریک از زندگی!

و بعد نیز کسانی هستند که نمی فهمند چرا ما به دنبال شغل "واقعی" ، خانه "واقعی" ، یک دختر واقعی "واقعی" نیستیم تا با آنها کنار بیاییم.


کسانی که رئوس زندگی آنها برای همه ردیابی می شود ، ناشی از خواسته ها و نیازهای یک جامعه باریک است.


برای این افراد ، توصیه می کنم کاملاً ساده توضیح دهید که شما "مانند همه" نیستید ، که خوشبختی شما در یک زندگی مرتب و مرتب نیست و شما به راحتی می خواهید رویای افق های جدید را کشف کنید.

خواه آنها پاسخ این سوال را درک کنند یا نه ، عزیزانی که سعی می کنند شما را به دلیل پیروی از یک الگوی کلاسیک احساس گناه نکنید ، شما را به محض اینکه به آنها بگویید که شما مانند این خوشحال هستید ، شما را تنها می گذارد.

(احساس راحتی می کنید به مقاله 40 راه کار و مسافرت در جهان نگاهی بیندازید و آیا برای فرار از واقعیت سفر می کنیم؟)


سوء تفاهم

برخی از عزیزان شما به سادگی متوجه نخواهند شد که چرا می خواهید زندگی کوچک و مرتب و راحت خود را برای کشف یک دنیای وحشی و اغلب وحشیانه رها کنید.


گویی بقیه دنیا ارزش دیدن از این همه را ندارند زیرا ما در جایی به دنیا آمده ایم! به طور کلی ، من فقط با گفتن این سؤال پاسخ می دهم:


"چون کنجکاو هستم"


درست است ، چرا باید مرزها را تحمیل کنیم؟

از آن دسته از افرادی که درک نمی کنند که چرا زندگی خود را در سفر می گذرانم ، از آنها می پرسم چه چیزی باعث خوشحالی آنها می شود. آنها معمولاً به من می گویند که خانه خوبی دارند ، فرزندان خوب ، شغلی را دوست دارند ... و من به عقب می گویم آنچه مرا خوشحال می کند سفر و ملاقات با مردم از سراسر جهان است.


باید اعتراف کنم که هیچ چیز ناامید کننده تر از این نیست که ببینیم دوستان و خانواده ما در درک زندگی از زندگی ما نیستند. اما به یاد داشته باشید ، باز هم ، این گزینه های شما هستند. همه با هم فرق دارند ، همه می توانند خوشبختی خود را از طرق مختلف پیدا کنند. انتخاب این موارد بر عهده شماست ، حتی اگر عزیزانتان آنها را نفهمند.


و اگر واقعاً خود را ترک نمی کنید ، آنها را در پروژه خود بگنجانید. آنها را به وبلاگهای سفر نشان دهید ، آنها را از طریق عکسها رویاپرداخت کنید ، آنها را به خواندن توصیفاتی از مسافرانی که در سراسر جهان سفر کرده اند ، بخوانید ... در آنجا شما تمام این شانس ها را خواهید دید که آنها می توانند نگرش خود را تغییر دهند ، و در نهایت درک کنید چرا شما برای مسافرت زندگی می کنید ، چرا به زندگی سفر می کنید


حسادت

سرانجام متوجه خواهید شد که برخی از عزیزان شما حسادت می کنند و بهتر است آنها را به کلی فراموش کنید.


"من دوست دارم مثل شما انجام دهم ، اما مسئولیت ها ، من!" "


من یک بار در زندگی ام این عبارت را شنیدم و باعث ناراحتی من شد. حسادت نیست ، نه بیشتر پس از همه ، همه می توانند سفر کنند!

و اگر در اطراف خود افراد حسودی دارید ، فقط یک چیز را به شما توصیه می کنم: خداحافظ.

این افراد شما را ناامید می کنند ، شما را به سمت پایین می کشند و به محض اینکه این فرصت را بدست آورند از شما بیزار می شوند. بلکه افرادی که مایل به پرواز شما هستند ، خود را با افراد خوب محاصره کنید


دشوار است برای کنار آمدن با خانواده و دوستان که درک نمی کنند که چرا ما می خواهیم خیلی سفر کنیم. و با این حال ، آنها همانهایی هستند که ما هنگام برنامه ریزی سفر بزرگ به آنها نیاز داریم. ما بسیار خوشحالیم که بلیطهای اول را خریداری کرده ایم ، برنامه سفر خود را ترسیم کنیم و خودمان را قبلاً در آنجا تصور کنیم که برای لحظه ای فکر نمی کنیم که عزیزان ما مانند ما عکس العمل نشان ندهند.

این همان چیزی است که من احساس کردم ، و می دانم این همان چیزی است که بسیاری از مسافران احساس می کنند. در هر صورت ، من به شما توصیه می کنم که اجازه ندهید که آنها روی شما تأثیر بگذارند ، اوضاع را به نفع شما تبدیل کنند و مهمتر از همه ، انتخاب های خود را با آرامش توضیح دهید.


برای دور زدن نظرات خود از این پاسخ ها استفاده کنید و به آنها کمک کنید تا بدانند چرا می خواهید سفر کنید. و اگر آنها هنوز از شما پشتیبانی نمی کنند ، شبکه ای باورنکردنی از مسافران وب وجود دارد که می توانند شما را یاری و تشویق کنند.

از ما استفاده کنید

وبلاگ های سفر را بخوانید.

به انجمن های گفتگو بپیوندید.

به خواب ادامه دهید (اما بیش از همه این آرزوها را عملی کنید).

اجازه ندهید مردم شما را به سمت پایین بکشند.

مشکلی نیست که بخواهید یک جاده کنار بگذارید و به جهان سفر کنید. بگذارید آنها سعی کنند شما را منصرف کنند. بگذارید آنها شما را دیوانه بنامند ، اما همانطور که یک بار هنری دونانت گفت ،


افرادی که به اندازه کافی دیوانه هستند و معتقدند که می توانند جهان را تغییر دهند ، کسانی هستند که آن را تغییر می دهند.


+ نوشته شده در جمعه 16 اسفند 1398ساعت 12:44 توسط فرهاد ایرانی | | تعداد بازدید : 9

ورود به بانکوکو ، توصیه من برای یک رویکرد اول موفقیت آمیز

بانکوک. پایتخت تایلند ، بهشت ​​کوله پشتی و به وضوح بهترین مکان برای اولین بار در جنوب شرقی آسیا است.

من با چند مسافر آشنا شدم که نمی توانند از جنون و هیجان بانکوک قدردانی کنند. اما برای من ، پایتخت تایلند ، که زمانی "خراشیده شده" بود ، یکی از جذاب ترین شهرهای جهان است.


بنابراین این مقاله برای کسانی که مایل به بازدید از بانکوک هستند برای اولین بار در نظر گرفته شده است.

من چندین بار در آنجا بوده ام و تصمیم گرفته ام چند نکته را با شما در میان بگذارم که به شما امکان می دهد شهر را به طور مسالمت آمیز کشف کنید.

اگر می خواهید نکات بیشتری برای بازدید از تایلند ، در سفر با تایلند از نکات و توصیه های بودجه مقاله دریغ نکنید.


سازمانی LITTLE قبل از بازدید از بانکوک

خوب ، من می بینم که شما در حال آمدن ... چگونه یک مرد که به اندازه من حرکت می کند و هدفی جز سفر ندارد ، می تواند به شما در مورد سازماندهی مشاوره دهد؟ خوب خواهید فهمید که با مسافرت ، شما نیز بسیار سازمان یافته تر می شوید!

قبل از عزیمت ، از فرودگاه بانکوک راه خود را به مرکز شهر برنامه ریزی کنید. این باعث می شود احساس غرق شدن در شما حفظ نشود.


شما همچنین باید به چندین نکته توجه کنید:


ویزا

آیا کمتر از 30 روز در تایلند اقامت دارید؟ می توانید با یک گذرنامه ساده به آنجا بروید. برای کسانی که بیش از یک ماه در بانکوک اقامت دارند ، باید درخواست ویزا را مستقیماً در سفارت انجام دهید. از مشورت با این سایت دریغ نکنید.


همچنین توجه داشته باشید که ویزای 30 روزه شما (هنگام ورود) صادر می شود که می توانید از کشور خارج شوید. فقط بخاطر داشته باشید که ویزای اجرا (که شامل ترک کشور با اتوبوس و سپس دوباره ورود به آن فقط پس از 15 دقیقه) دیگر کار نمی کند.


فرود در بانکوکو زود هنگام

از آنجا که بین فرانسه و تایلند یک اختلاف زمانی شش ساعته وجود دارد ، هنگام ورود به بانکوک فقط یک خواسته خواهید داشت: به رختخواب بروید. اما قبل از اینکه به آغوش مورفئوس بیفتید ، به یاد داشته باشید که خوابیدن در تایلند احتمالاً خیلی زود است و هر چه زودتر به زمان جدید عادت کنید ، احساس بهتری خواهید داشت.


اولین شب را در یک هتل جوانان بخوانید ، و فقط اولین نفر!

Flapping Duck برای بازدید از بانکوک به یاد داشته باشید که شب اول را رزرو کنید تا هنگام ورود به بانکوک استرس نداشته باشید. خوابگاه های زیادی وجود دارد ، اما رزرو شب اول به شما امکان می دهد تا با آرامش سفر کنید. روز بعد از رسیدن ، زمان زیادی برای ترک محل برای جستجوی اسکان جدید خواهید داشت.


توصیه من برای مبتدیان: تعداد زیادی خوابگاه در منطقه Khao San وجود دارد ، اما مراقب باشید که یکی از آنها را در جاده اصلی انتخاب نکنید. این بسیار پر سر و صدا و بسیار ناخوشایند است. منطقه Khao San بخاطر فضای کوله پشتی معروف است. این یکی از مکان های مورد علاقه من در بانکوک است ، ترکیبی جالب از فرهنگ ها ، فروشگاه های کیتچ و کافه های سرزنده است.


شما می توانید اتاق خود را در این منطقه از طریق Hostel World بسیار آسان رزرو کنید. به طور متوسط ​​، یک اتاق دونفره تمیز و پایه با فن ، برای هر نفر 400 بات هزینه دارد. برای یک اتاق ، کمی درجه یک با حمام اختصاصی و تهویه مطبوع ، به طور متوسط ​​1000 بات حساب کنید.

برای راهنمایی بیشتر در مورد نحوه انتخاب خوابگاه ، این مقاله را توصیه می کنم.


لطفا توجه داشته باشید: در فصل بالا (از نوامبر تا آوریل) ، قیمت ها اغلب بیشتر است.


منتظر بمانید تا در بانکوک به فروشگاه بروید

بازدید از بازار بانکوک بانکوک پایتخت جهانی مسافران متلاشی است و انواع چیزهای بسیار ارزانتر از اروپا وجود دارد. مهم نیست که به دنبال چه چیزی هستید ، آن را در اینجا خواهید یافت! به دنبال شلوار راحت برای سفر هستید؟ یک تی شرت جالب؟ کوله پشتی جدید یا حتی یک چراغ قوه؟


خریدهای محلی را که حداقل نیمی از هزینه های فرانسه را برای شما هزینه می کنند ، ترجیح دهید.

بعد از فرود

این است ، در اینجا شما در سرزمین تایلند هستید! مانند اکثر شهرهای بزرگ ، فرودگاه در 30 کیلومتری مرکز واقع شده است. پس چگونه می توانید از فرودگاه به Khao San برسید؟

در اینجا سه ​​حالت حمل و نقل ساده آورده شده است:


انتقال در هتل جوان است

بسیاری از خوابگاه ها پیشنهاد می کنند که میهمانان خود را در فرودگاه انتخاب کنند. این خدمات اغلب ارزان است و تنها کاری که باید انجام دهید تهیه شماره پرواز خود در زمان رزرو است. عملی ، درست است؟


TAXI

من در اینجا در مورد تورهایی صحبت نمی کنم که گردشگران را از بین ببرند بلکه تاکسی های رسمی ، کسانی که دارای نشان و پیشخوان هستند. آنها از خارج از فرودگاه خارج می شوند و به راحتی پیدا می شوند. شما فقط باید وارد صف شوید و سپس در مورد قیمت با راننده مذاکره کنید تا از شگفتی های ناخوشایند جلوگیری کنید. هزینه سفر حدود 400 بات است.


شاتل

صادقانه بگویم ، با توجه به هزینه تاکسی دو نفره ، استفاده از شاتل سوارنابومی بسیار کم کاربرد است. تنها مزیت این است که بسیار سریعتر است. خط اکسپرس برای هر نفر 90 بات هزینه دارد و برای رسیدن به مرکز فقط 15 دقیقه طول می کشد ، خط کندتر (شش توقف) برای هر نفر 40 بات هزینه می کند و 30 دقیقه طول می کشد. از پایانه ، شما باید یک تاکسی (رسمی) بگیرید و درخواست شروع کنتور را دهید. سفر به جاده Khao San حداکثر 100 بات هزینه دارد.


اولین شام

غذای خیابان در بانکوک بعد از یک حمام خوب و یک آبجو خوش طعم ، معمولاً وقتی احساس گرسنگی می کنید ، احساس می شود.

خبر خوب: تایلند بهشتی است برای دوستداران غذای خوب. در هر گوشه خیابانی عطر و بوی کلوچه های تازه ، مرغ سرخ شده ، سبزیجات کاری را بو می کنید ... بسیار محتمل است که خود خوابگاه شما رستوران مخصوص به خود را داشته باشد!


آیا با خوردن مستقیم در خیابان می ترسید به ناشناخته بروید؟ به من اعتماد کنید ، غذای تایلندی کسی را ناامید نمی کند و حتی در خیابان ، مواد تشکیل دهنده آن اغلب از رستوران های سنتی شیرین تر و خوش طعم تر هستند! لازم به ذکر نیست که غذاهای خیابانی به طور متوسط ​​دو برابر کمتر از رستوران های کلاسیک هزینه می کنند!

برای کسب اطلاعات بیشتر از مشورت مقاله من در مورد چگونگی خوردن ارزان هنگام مسافرت دریغ نکنید.


راستش را بخواهید ، اولین شب من در بانکوک ، آن را گذراندم ... در رختخوابم! من خسته بودم و هنوز شهر را افسون نکردم. از این رو این نکته آخر:


زمان خود را بگیرید!

زمان لازم است ، نه تنها به کشف آنچه در بانكوك ارائه می دهد ، بلكه آموختن است كه از شهر به ارزش واقعی خود قدردانی كنید. وقت خود را برای کشف بانکوک با سرعت خود انجام دهید و به تمام خواسته های خود برای بازدید ، جلسات و اکتشافات بپردازید.

و اگر به نظر نمی رسد آرام باشید ، همیشه می توانید کمی ماساژ پا (120 بات) یا یک ماساژ تایلندی (240 بات) امتحان کنید تا به شما کمک کند! (صحبت از ماساژ ، اگر می شنوید که "Tum Boom Massage" فرار کنید!)


گرفتن ویزا برای ویتنام (یا سایر کشورهای مجاور) از بانکوکو

و بله ، شما می توانید خیلی راحت مراحل بازدید از کشورهای اطراف را ، از بانکوک ، انجام دهید! یکی از روشهای ساده اخذ ویزای ورود به قیمت مناسب ، اعمال مستقیم در سفارت کشور مورد نظر برای بازدید است. من به عنوان مثال این مقاله را توضیح می دهم که توضیح می دهد چگونه ویزای ویتنام خود را از بانکوک دریافت می کنید.


با تشکر از رایان بخاطر این نکات ... اما من هنوز هم کمی فرار می کنم!

اگر این اولین سفر شماست ، این کاملاً قابل درک است! شما به کشوری می آیید که زبان را نمی فهمی ، آداب و رسوم محلی را نمی دانید ، نمی دانید کدام مکان ها بی خطر هستند و کدام یک از آنها باید اجتناب کنید ، کدام غذاها را مصرف کنید ، که احتمالاً باعث بیمار شدن شما می شوند .. خلاصه اینکه گم می شوید!

وحشت نکنید ، همه ما آنجا بوده ایم!


توصیه من برای غلبه بر اضطرابهای شما

آرام باشید ، نفس بکشید و ... با دیگران درگیر گفتگو شوید! خیلی ساده است

زیرا بله ، بیشتر اضطرابهایی که در طول سفرهایمان احساس می کنیم ناشی از این واقعیت است که با افراد دیگر ملاقات نمی کنیم.

احساس تنهایی هنگام رسیدن به فرودگاه ، یا وقتی در خیابان های شهری که در آن قرار داریم قدم می زنیم ، احساس درماندگی می کند ، این احساس را داریم که وجود دارد. هیچ کس در اطراف ما نیست که بتوانیم روزهای خود را با آنها ارتباط برقرار کنیم و بگذرانیم.

با شخصی که در کنار شما در هواپیما قرار دارد گپ بزنید ، با صاحبان مغازه هایی که به آنجا می روید گپ بزنید ، با پیشخدمت صحبت کنید ، با سایر مسافرانی که در رستوران ها یا خوابگاه ها ملاقات خواهید کرد ، مکالمه خود را آغاز کنید. برای مواجه شدن با همان مشکلات شما)

اگر به نظر می رسد غیرقابل تحمل است ، این مقاله را بخوانید: چگونه با مسافرت به تنهایی با افراد ملاقات کنید.


باور کنید ، به محض اینکه این قدم اول برداشته شد ، اوضاع به خودی خود بهبود خواهد یافت و در زمان کمتری از گفتن ، هم نگرانی های شما و هم چالش هایی که به نظر می رسید غیرقابل تحمل است ، خواهد بود. مثل برف در آفتاب تبخیر ..


نتیجه گیری: امیدوارم این نکات به شما کمک کند تا ورود خود به بانکوک (یا هر شهر دیگری در جنوب شرقی آسیا) را بهتر درک کنید ، زیرا نکات بسیار مشابه خواهد بود.


و برای شما ، وقتی اولین بار بانکوک را کشف کردید ، چه چیزی مهم است؟ اگر می خواهید تجربه و توصیه خود را برای بازدید از بانکوک به اشتراک بگذارید ، از اظهار نظر خود دریغ نکنید!

+ نوشته شده در سه شنبه 13 اسفند 1398ساعت 19:55 توسط فرهاد ایرانی | | تعداد بازدید : 31